تحلیل الیوتی یکی از معتبرترین انواع تحلیل تکنیکال می باشد که توسط آر.اِن.اِلیوت در حدود ۹۰ سال پیش پایه گذاری شد. الیوت با یافته های خود انقلابی عظیم در نوع نگاه به بازار مالی به پا کرد.قیمت به صورت داینامیک و کاملا تصادفی تغییر می کند و هیچ کدام از سبک های موجود در تحلیل تکنیکال قابلیت منظم سازی این حرکات بی نظم را ندارد. اما الیوت به واقع ثابت می کند بازار ایده آل را می توان به صورت مطلق پیش بینی کرد. ممکن است با خود بگویید چه ادعای بزرگی! اما باید بدانید این ادعای بزرگ حقیقت محض است. تنها مشکلی که در این ادعای بزرگ نهفته است ،  عدم تبیین نحوه ی عملکرد صحیح است و الیوت توضیحات جامعی در مورد آن نداده است.

الیوت توانست ساختارهایی را در بازار کشف کند که تکرار شونده هستند و پس از آن به منظم سازی این بازار به ظاهر بی نظم پرداخت. این منظم سازی را از طریق الگوهایی که خود یک سری منطقی و خاص از ساختارها بودند ، انجام داد.

دستاورد الیوت در زمان خود بسیار مفید بود اما از آنجایی که تعداد معامله گران روز به روز افزایش می یافت ، سلایق و ایده های بیشتری در بازار به وجود آمد که باعث پیچیده تر شدن رفتار قیمت شد. افزایش پیچیدگی باعث شد تا در طول زمان از عملکرد تحلیل الیوتی کاسته شود تا جایی که این روش آن قدر کارآمد نبود که بتواند پاسخ گوی نیاز معامله گران باشد.

اساتیدی که می دانستند ، دستاوردهای الیوت چه گنج عظیمی است آن را رها نکردند و به فکر ارتقاء آن افتادند چرا که تنها مشکلش عدم وجود قوانین به روز بود و باید آپدیت می شد. برای به روز رسانی الیوت افراد زیادی روی این سبک کار کردند و به دلایل مذکور در حال حاضر می بینیم سبک های مختلف الیوتی وجود دارد.

نکته ی مشترک در همه ی سبک های الیوتی ، قوانین اصلی است که خود الیوت آنها را بنا نهاده است.

از اساتید به نامی که به فکر به روز رسانی این سبک ارزشمند بودند می توان به استاد گلن نیلی ، رابرت پریچر ، جفری کندی ، رابرت بالان و … اشاره داشت. همه ی این اساتید زحمت های فراوانی برای ارتقاء الیوت کشیدند که هر یک در جایگاه خود ارزشمند است. به اجمال تاریخچه ی اساتید را بررسی می کنیم :

مروری اجمالی بر ویژگی ها و تفاوت های سبک های الیوتی

رالف نلسون الیوت :

الیوت “نظریه امواج الیوت” را در نیمه نسخت قرن بیستم به بازار سرمایه معرفی کرد. او با بررسی قیمت ها در بازار سرمایه متوجه شد نه تنها تغییرات قیمت کاملا منظم است بلکه از ساختار خاصی که با طبیعت نیز هماهنگی و هارمونی کامل دارد ، پیروی می کند. با این کشف او توانست مکانیزمی برای پیش بینی حرکات قیمت در بازار سرمایه طراحی کند. الیوت این کار را با ابداع الگوهایی که در بازار به صورت مرتب تکرار می شدند انجام داد.

الیوت بر این باور بود که هر عرصه ای که در آن جنب و جوش و فعالیت مردم زیاد باشد ،  حرکت ها بر اساس قاعده ای الهی که او آن را نظریه موج ، برگرفته از حرکت امواج دریا ، می خواند ، انجام می شود و البته پر واضح است که بزرگترین نمود چنین بالا و پایین شدنی ، بازار سرمایه است.

الیوت به مدد هوش و نبوغ شگفت انگیزش ، با بررسی نمودارهای صنایع داوجونز توانست مجموعه ای از اصول و قوانینی تدوین کند که در آن زمان این قواعد کلیه حرکت های بازار مالی آن دوران تا سال ۱۹۴۰ را توجیح می کرد.

در آن سال ها هنگامی که سرمایه گذاران بر این باور بودند که محال است شاخص داوجونز سقف سال ۱۹۲۹ را بشکند و اعداد فراتری را تجربه کند ، الیوت بازار افزایشی و شدیدی را برای چند دهه پیش بینی کرد و امروز شاهدیم اکثر پیش بینی های او تحقق یافته است.

همیلتون بولتون :

در سال ۱۹۳۹ نظریات الیوت با کمک سی جی کولینز ، طی مقالاتی که در مجله فایننشال ورلد منتشر شدند ، مورد توجه وال استریت قرار گرفت . طی دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ ( پس از مرگ الیوت ) ، همیلتون بولتون کارهای او را پیش برد. در سال ۱۹۶۰ بولتون کتاب اصل امواج الیوت را نوشت . پس از مرگ الیوت ، تقریبا این کار از جمله ی نخستین کارهای عمده ای بود که انجام شد.

هر قدر در شرایط غیر قابل پیش بینی اقتصاد مانند رکودهای اقتصادی ، جنگ های بزرگ ، بازسازی های پس از جنگ و شکوفایی های اقتصادی بیشتر تامل می کنیم ، بهتر درک می کنیم که نظریه امواج الیوت کاملا متناسب با واقعیت های زندگی است. این مهم سبب ایجاد اطمینان بیشتر به این اصل انکار ناپذیر می شود.

رابرت آر پریچر :

پس از الیوت و همکارش بولتون تقریبا می توان گفت اولین فردی که شروع به تحقیق و توسعه در مورد امواج الیوت کرد پریچر بود. امواج الیوت همانند هر علم دیگری با گذشت زمان نیازمند توسعه بیشتر و به روز رسانی می باشد تا بتواند همگام با تغییرات در طول زمان پیشروی  نماید. الیوت بیشتر زمان خود را صرف مبانی و کلیات الگوها علی الخصوص امواج ایمپالس (شتابدار) کرده بود از این رو با گذشت زمان و افزایش تعداد معامله گران ، به پیچیدگی های بازار افزوده می شد و کار با تئوری امواج الیوت سخت تر می نمود. پریچر توانست توضیحات بیشتری را به تئوری اصلی اضافه نماید از جمله توضیحات مفیدی در مورد امتداد در الگوهای ایمپالس ، کانال کشی ، تناوب ، جنبه های ریاضی و فیبوناچی در امواج الیوت ، توضیحات مختصری در مورد کارکشن (اصلاحی ، تصحیحی) های استاندارد و توضیحات بسیار مختصرتری در مورد ترکیبات کامپلکس در کارکشن ها ارائه کرد.

در آن زمان امواج ایمپالس زیادی در نمودارها وجود داشت از این رو شاید بررسی کارکشن های سخت و دشوار خیلی  مفید فایده نبود.

اکثر توضیحات تکمیلی که پریچر ارائه کرد ، هر چند در زمان خود بسیار مفید بود اما تقریبا همه ی آن ها را در قالب “راهنما” منتشر کرد. یک از ضعف های بزرگ پریچر همین امر بود چرا که عملا “راهنما” ها قوانین متقنی نبودند که بتوانند در تصمیم گیری معامله گران نقش اصلی را ایفا کنند. این راهنماها اگر در چارتی بودند ، الگوها به ایده آل های پریچر نزدیک می شدند و اگر نبودند عملا مشکلی در الگوها و شمارش های الیوتی ایجاد نمی شد.

همچنان در بازار دو مشکل بزرگ برای معامله گران به روش الیوت وجود داشت. عدم وجود قوانین سرسختانه و محکم برای تشخیص امواج ایمپالس و عدم تبیین دقیق کارکشن ها.

از اساتید دیگری که عملا دنبال روی پریچر بود و توانست توسعه ی بیشتری در کارکشن های کامپلکس دهد رابرت بالان

 بود. بالان علی رقم توسعه بیشتر کارکشن های کامپلکس همچنان نتوانست قوانین متقنی در این مورد پیدا کند و همچنین نتوانست حلقه ی مفقوده بحث درجه و چگونگی کنش این ترکیبات پیچیده با الگو های مجاور را کشف کند.

جفری کندی نیز مطالب مفید بیشتری را نتواست به الیوت اضافه کند و بیشتر سعی کرد به کاربردهای عملی الیوت در بازار بپردازد.

گلن نیلی :

گلن نیلی آخرین استاد نام آشنا و نابغه ی دنیای الیوت در سال ۱۹۸۰ شروع به تحقیق بیشتر کرد. این تحقیقات به منظور تبیین دقیق و فنی الگوهای ایمپالس و کارکشن های استاندارد و غیر استاندارد و تفاوت های ریزبینانه آنها انجام شد. در نهایت این تحقیقات در سال ۱۹۸۷ تکمیل شد و در قالب کتاب Mastering Elliott Wave Analysis (استادی در تئوری موجی الیوت – ترجمه ناصر دادگستر) منتشر شد. گلن نیلی در طول این سالها توانست اکثر ضعف های روش های قبلی را مرتفع نماید و انقلابی عظیم در تئوری موجی الیوت بنا نهاد.

سبک حاضر با هدف ایجاد یک ترقی چشمگیر در قابلیت بقای تئوری موجی الیوت نوشته شده و این هدف را با مطرح کردن یک رویکرد عملی و کاربردی پیرامون تحلیل بازارها انجام می دهد. این رویکرد ابتکاری که با تحلیل موجی الیوت به سبک نیلی شناخته می شود و به نئوویو NEoWave شهرت دارد. حین مطالعه این سبک ، به سرعت در خواهید یافت که شبیه هیچ سبک دیگری در حوزه ی تحلیل بازارها نیست. آنچه در این سبک معرفی شده ، اولین رویکرد گام به گام درباره تئوری موجی الیوت می باشد که تا کنون به رشته ی تحریر در آمده است. هیچ جنبه ای از این تئوری نمانده که شما بخواهید در آن تعمق و تحقیق کنید. تمام جرئیات کاملا شرح داده شده است به طوری که هر جمله ای وقف چیزی شده است.

گلن نیلی در طول ۳۷ سال گذشته توانست با پیش بینی های بی نظیر خود توانایی سبک نئوویو را به اثبات برساند. آخرین پیش بینی او کاهش قیمت طلای جهانی از محدوده ی ۱۹۰۰ دلار به محدوده ی ۱۰۰۰ دلار می باشد که در مخیله ی بهترین تحلیل گران جهان نمی گنجید و خیلی ها ۵ سال قبل او را در نشریات خود “دیوانه” نامیدند.

به تفاوت های عمده ی سبک نیلی با سایر سبک های الیوتی می توان به صورت خلاصه اشاره کرد :

  • ابداع دیتای خطی با عنوان کش دیتا  برای مرتفع ساختن تعاریف مبهم غیر کارآمد تک موج در نمودار های میله ای ( یا کندل استیکی)
  • تدوین قوانین اضافه ای در مورد امواج ایمپالس (شتابدار) برای پایان دادن به اما و اگرهای موجود در “راهنما”ها
  • تدوین قوانین ساختاری به منظور مرتبط ساختن هر الگو با الگوی مجاروش
  • تدوین قوانین دقیق و کاملا کاربردی درجه به منظور ترکیب الگوها
  • تشریح بسیار کامل تمام کارکشن های استاندارد با ابداع قوانین منحصر به فرد
  • تشریح بسیار کامل کارکشن های کامپلکس و نحوه ی کنش آنها با باقی الگوهای بازار با ابداع قوانین روانشناسی
  • ابداع قوانین منطق در بازار و کشیدن خط بطلان بر دیدگاه صرفا ریاضی وار در بازار

در مورد گلن نیلی و ویژگی های این سبک منحصر به فرد ساعت ها می توان صحبت کرد. بزرگترین نقص این سیستم ، زمان بر بودن یادگیری آن است که نیلی بارها بر آن تاکید داشته است و نمی توان در اندک زمان یکی دو ماهه به فراگیری آن پرداخت.

اساتید دیگر :

در حال حاضر افرادی از کشورهای مختلف مثل آمریکا ، روسیه ، انگلیس و … کتاب های مختلفی را منتشر می کنند اما با قطعیت می توانم بگویم هیچ کدام نتوانستند به مفاهیم الیوت ، قانونی منطقی و کاربردی را اضافه کنند. اکثریت یا دقیقا تکرار مکررات کردند و یا تغییراتی در نحوه ی آموزش مطالب قبلی ایجاد کردند از این رو به عنوان مکمل ممکن است راه گشا باشد.

افرادی در سیستم های معاملات خود صرفا از کلیات الیوت بهره می برند و به هیچ عنوان “الیوتیسین” (الیوت کار) محسوب نمی شوند. از جمله این افراد می توانم به رابرت ماینر اشاره کنم. سیستم رابرت ماینر ، سیستم معامله در جهت روند بر اساس پلاس پوینت های (نقاط بعلاوه) حاصل از فیبوناچی قیمتی و زمانی می باشد. این فیبوناچی کار مشهور طرفداران زیادی  را با شعار ” معامله در جهت روند” و “نه به تحلیل های پیچیده” جذب کرد.

.

.

.

یکی از مشکلات رایج در بین همه ی اساتید الیوت نگاه محض ریاضی وار به قوانین الیوتی می باشد در حالی که بازار یک حاصل ضرب ساده به صورت ۴=۲∗۲ نیست! گلن نیلی ، نابغه ی بی بدیل دنیای الیوت تنها استادی است که قوانین منطقی را به الیوت اضافه کرد و پس از سال ها بر این باور غلط خط بطلان کشید که الگوهای الیوتی در بازار صرفا یک سری روابط ریاضی محض هستند و اثبات کرد بدون اعمال قوانین منطق که بر اساس ساختار بنا نهاده شده است ، الگوهای الیوتی نا کارآمد هستند.

یکی دیگر از بزرگترین ضعف های همه ی سبک های الیوتی عدم توضیح  جامع کارکشن ها و پرداختن صرف به رفتار ایمپالس است. ۱۰ ها سال پیش که بازار بیشتر در امواج ایمپالس بود و کارکشن ها محدود بودند ، عدم اطلاع از قوانین کارکشن ها عملا مشکلی ایجاد نمی کرد و نگاه ساده به آنها کفایت می کرد. اما هم اکنون که امواج رشد کردند و درجه ی پیچیدگی آنها به شدت افزایش پیدا کرده است ، حال موقع آن رسیده که پس از یک موج ایمپالس چند ۱۰ ساله وارد کارکشن چندین ساله ای شویم که تحلیل و بررسی آنها از عهده ی بیشتر سبک ها خارج است.

به جرات می توان گفت تنها سبکی که به طور جامع بر اساس قوانین منطق به تفسیر جامع کارکشن ها (علاوه بر همه ی قوانین دیگر) پرداخته است ، سبک نیلی می باشد که آن را حدود ۳۵ سال پیش پایه ریزی کرد که به نئوویو (Neely Method of Elliott Wave) و به اختصار NEoWave شهرت دارد.

سخن بزرگان :

رابرت پریچر در مقدمه ی یکی از کتاب ها نوشت : کتابی که معامله کردن را برای شما آسان جلوه دهد ، در انتها هزینه ی زیادی را برای شما به بار خواهد آورد.

گلن نیلی در قسمتی از کتابش نوشت : استادی در تئوری موجی الیوت برای باقی عمرتان کفایت می کند.