یکی از مهمترین مباحث ابتدایی که نقش کلیدی در تحلیل الیوتی ایفا می کند ، نوع دیتا برای تحلیل است. دیتاهای قدیمی موجود عبارتند از میله قیمت ، کندل استیک و دیتای خطی قیمت پایانی. در الیوت اورتودکس معمولا از میله ی قیمت برای تحلیل الیوتی استفاده می شود اما استفاده از میله قیمت معایبی را به همراه دارد. یکی از معایب مهم آن عدم توجه به زمان تشکیل High و Low می باشد چرا که جهت موج به راحتی می تواند به این سبب تغییر کند. به شکل زیر دقت فرمایید :

اگر  فرض کنیم از x تا y یک سه موجی واضح است می توانیم دو سناریو مطرح کنیم :

۱- این صعود یک حرکت کارکشن به صورت الگوی زیگزاگ است و بازار باید پس از آن ریزش کند.

۲- این صعود می تواند سه قسمت اول از یک الگوی ایمپالس باشد و پس از آن منتظر قسمت چهارم و پنجم الگو هستیم.

حال دوباره به شکل بالا دقت کنید که آخرین میله قیمت با کادر قرمز مشخص شده است. این میله حاوی اطلاعات مهمی است ولی در این حالت بسیار مبهم است چرا که مشخص نیست ابتدا High رخ داده یا Low.

اگر ابتدا High رخ داده باشد و سپس Low می توانیم بگوییم بازار می خواهد نزول کند و سناریوی ۱ درست است اما اگر ابتدا Low رخ دهد و سپس High می توان گفت قیمت میل به صعود دارد و سناریوی ۲ درست است.

همانطور که مشاهده می کنید با این دیتا نمی توان تصمیم درستی در این مورد گرفت.

دومین اشکال دیتای میله ای این است که با این نوع دیتا نمی توان تک موج ها را تشخیص داد ، هر چند تعاریف مبهمی در همه ی مراجع الیوت اورتودکس موجود است هیچ تعریف دقیقی در این مورد وجود ندارد. در برخی کتب یک تک موج را فاصله ی بین دو فراکتال ، در برخی فاصله ی بین دو پیوت و در برخی به صورت ترکیبی می دانند ، هر چند این تعاریف کمی از ابهام را کاسته است اما همچنان این تعاریف در بازار واقعی کارآمد نیست به خصوص اینکه فراکتال ها خود دارای استثناهای زیادی هستند.

به خاطر مشکلات مذکور برخی به فکر استفاده از دیتای خطی برای تحلیل الیوتی (به منظور شفافیت تک موج ها) افتادند. دیتای خطی را می توان با استفاده از کلوز هر کندل بدست آورد اما دیتای خطی کلوز بدترین نوع دیتا برای هر نوع تحلیلی محسوب می شود چرا که یک نقطه از کندل (قیمت کلوز در لحظه ی بسته شدن) به هیچ عنوان نمی تواند نماینده ی کل نوسانات مربوط به آن کندل باشد. بنابراین دیتای کلوز در هیچ تایم فریمی نمی تواند دیتای مناسبی برای تحلیل الیوتی باشد.

برخی ها به جای کلوز از دیتای خطی High یا Low استفاده می کنند ، هر چند به نظر کمی بهتر از دیتای کلوز می باشد ، اما این نوع دیتای خطی نیز ناقص و برای تحلیل الیوتی ناکارآمد است.

اگر بخواهیم ساده ترین نوع دیتای خطی مناسب برای تحلیل الیوتی را معرفی کنیم می توانیم به جای استفاده از یک نقطه ، از میانگین High و Low استفاده کنیم. در بین دیتاهای خطی مذکور دیتای HL/2 کامل ترین نوع دیتاست و تا حدودی (نه کاملا) می تواند نماینده ی نوسانات کندل متناظرش باشد.

در نئوویو هر چند HL/2 دیتای نسبتا مناسبی است که تک موج ها را به راحتی می توان تشخیص داد اما بار هم یک نقطه ی میانگین نمی تواند همه ی نوسان مربوط به کندل متناظرش را نشان دهد. بهترین نوع دیتا ، دیتایی است که علاوه بر خطی بودن ، نماینده همه ی نوسانات قیمت باشد و هم High و هم Low را در نظر بگیرد. کش دیتا (CASH DATA) دیتایی است که گلن نیلی برای تحلیل الیوتی از آن استفاده می کند (در نظر گرفتن High و Low به صورت هم زمان) و کامل ترین و جامع ترین دیتای خطی موجود برای تحلیل الیوتی محسوب می شود. نمونه ای از کش دیتا را می توانید در شکل زیر مشاهده کنید :

برای آموزش تخصصی و دقیق ترسیم کش دیتا می توانید به لینک http://neowave.ir/?cat=284  رجوع فرمایید.